تبليغاتX
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد - معما
 آمار گیر میره در یه خونه ای و راجع به خودش و بچه هاش سوال میکنه.
طرف میگه: "برای سن بچه هام یه معما میگم باید حلش کنی تا سنشون رو پیدا کنی. من سه پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا میشه 36 و حاصل جمع سنشون 2 تا از شماره پلاک همسایه سمت راستی کمتره".
آمار گیره یه خورده فکر میکنه و میگه: "با این اطلاعات نمیتونم حلش کنم میشه یه راهنمایی بکنین".
صابخونه میگه: "پسر بزرگترم ماكارونی خیلی دوست داره!!!" و آمارگیره مساله رو حل میکنه!!
حالا شما میتونین بگین سن بچه ها به ترتیب چند بوده؟!!

(جواب بديد، شايد جايزه گرفتيد!!!)

حالا یک سوال دیگر:
اگه دو تا شمع داشته باشیم که فقط میدونیم در یک ساعت می‌سوزن و از سرعت سوختن آنها در مراحل مختلفشون هیچ اطلاعی نداریم (مثلا نمیشه گفت که نصفشون تو نیم ساعت می سوزه...و این دو هم مثل هم نیستند) حالا می‌خواهیم با این دوتا شمع 45 دقیقه رو اندازه بگیریم و هیچ گونه شاخصی برای زمان جز این دو تا شمع نداریم چی کار کنیم حالا؟ (جواب بديد، شايد جايزه گرفتيد!!!)

 

یک معمای دیگر:

دو عرب با هم مسافرت مي‌كردند، يكي از آن‌ها پنج قرص نان و ديگري سه قرص نان با خود داشت. عرب سومي به آن‌ها پييوست. شب شد و همه با هم هشت قرص نان را خوردند. عرب سوم، هشت درهم به آن دو عرب ديگر داد كه بر سر تقسيم آن بين اين دو اختلاف افتاد. آن كه پنج قرص نان داشته بود مي‌گفت: تقسيم بايد به نسبت 5 به 3 انجام گيرد و ديگري مي‌گفت: بايد به تساوي باشد. اختلاف بالا گرفت، و سرانجام از حضرت علي (عليه السلام) داوري خواستند؛ آن حضرت 7 درهم را حق صاحب 5 قرص نان و 1 درهم را حق صاحب 3 قرص دانست!!!

به نظر شما داوري حضرت بر چه پايه اي بوده است؟
(جواب بديد، شايد جايزه گرفتيد!!!)

معمای شماره چهار:

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 19:31 توسط سیاوش |