|
|
"ابونصر فارابي"
محمد بن محمد، از پاراب، فاراب ماوراء النهر، در کناره سير دريا ( رود سيحون ) بود. در سال 259 ه متولد شد ، پدرش از سرداران سپاه سامانيان و از نژاد ايراني بود. ترک دانستن او، چنانکه بعضي پنداشته اند خطاست . " ابن النديم " که معاصر آن فيلسوف بود، اصلا به ترک بودن او اشاره يي ندارد ، بلکه در آثار قرن ششم هجري و بعد از آن به ترک بودن فارابي تصريح شده است.
فارابي از ماوراء النهر به قصد تحصيل علوم به بغداد رفت و در محضر " ابو بشر متي بن يونس القنائي " ، استاد بزرگ منطق و حکمت حاضر شد و سپس از استادي "يوحنا نام " منسوب به شهر حران، که از تربيت شدگان حوزه علمي مرو بود قسمتي از منطق و علوم فلسفي را فرا گرفت ، همه کتب ارسطو را مطالعه کرد و بر معاني آنها واقف شد ، پس از بغداد به مصر و از آنجا به شام رفت .
اهميت فارابي بيشتر در شرحهاي او بر آثار ارسطو خاصه بر منطقيات معلم اول است، چون با کارهاي او منطق ارسطو به بهترين وجه به مسلمين شناسانده شد. او را تالي معلم اول يعني ارسطو دانسته و "المعلم الثاني" لقب داده اند . اما فعاليت علمي او در اين حد نماند بلکه خود نيز آثار مهمي ابداع کرد که بخش بزرگي از آن در دست و بسياري تاکنون طبع و به زبانهاي مختلف ترجمه شده که از آنجمله مي توان به : " رسالة في مبادي آرا اهل المدينة الفاضلة " حاوي نظريه فارابي در اخلاق است و " الجمع بين رايي الحکيمين افلاطون الالهي و ارسطو " را نام برد که فارابي در آن کوشيده است تا اصول عقايد افلاطون و ارسطو را با هم وفق دهد ، اغراض ما بعد الطبيعة که شرح و تحرير روشني است از کتاب " الحروف " ارسطو در ما بعد الطبيعة ، " فصوص الحکم " ، " عيون المسائل " ، " احصاء العلوم " و چندين کتاب و رساله ديگر . به فارابي اشعاري را به فارسي نسبت داده اند که اين رباعي از جمله آنهاست :
اسرار وجود خام و ناپخته بماند و آن گوهر بس شريف ناسفته بماند
هر کس به دليل عقل چيزي گفتست آن نکته که اصل بود ناگفته بماند
کتاب فارابي در علم موسيقي همواره به عنوان مهمترين کتاب ديرين فن محسوب مي شود ، اين کتاب چند بار به طبع رسيده و ترجمه يي از آن نيز به زبان فرانسوي منتشر شده است.
فارابي مانند همه دانشمنداني که در تمدن اسلامي عنوان فيلسوف داشته اند در اغلب علوم زمان خود صاحب تصانيفي بوده است . اطلاعات وي در رياضيات و موسيقي خوب ولي در طب و طبيعيات متوسط بوده است . روش فلسفي او را بايد در حقيقت يک روش نو افلاطوني اسلامي ناميد.
اثر فارابي در حکماي بعد از او بسيار بوده چنانکه هرگاه سخن از حکمت مشاء يا به طور اعم فلسفه در تمدن اسلامي به ميان آمده است او و ابن سينا به عنوان دو فرد شاخص از ميان مسلمين و در کنار هم و همراه افلاطون و ارسطو ذکر شده اند.


